دردنامه...

تمام عمر گذشت با امید وصالش

نیامد و فقط مانده در دلم خیالش

مانده در ذهنم یاد قامت بی مثالش

رفت و من نیستم حتی به خیالش

من از اول خواندم روزگار و پایانش

اما آمدم بلکه باشد در دستانم، دستانش

من از اول دیدم روزگار و زندانش

نهال وجودم را تنها در بیابانش


م.ح. زمستان



/ 0 نظر / 32 بازدید